![]() |
![]() |
|
| (NCCG (Nemoone Camping && Climbing Group |
![]() ![]() ![]() پنجره را که باز می کنی بوی خوش تازگی و تولد مشام ات را نوازش می دهد. زمين تولدی ديگر دارد. دوست داری تو هم رختی نو بر تن کنی و تولدی ديگر را تجربه کنی. دوست داری به طبيعت سلام دهی و بهار را به خانه ات بياوری.
دوست داری با همه دوستانی که در سال گذشته پيدا کردی، دست در دست هم به جشن تولد ديگر طبيعت بروی.
اما چيزی، جايی در درون ات تلنگر می زند. چيزی، جايی در درون ات تصاوير سبز و گلرنگ پيش رويت را خاکستری می کند، چيزی، جايی بوی بهار و باران را از مشام ات دور می کند. چيزی از جنس نگرانی، از جنس دود و باروت، از جنس مرگ و آوارگی. چيزی که صدای پای جنگ مي دهد.
در آستانه بهاری ديگر، دست ها را به سوی خالق همه بهارها به نيايش بلند می کنیم و از او می خواهیم سايه شوم جنگ را از بهار زمين ما دور کند.از او می خواهیم بزرگی از دست رفته قوم پارس را به آنها بازگرداند.شر بدکاران را از سرزمین مادریمان دور کند وسلامتی همه بیماران را از درگاهش مسئلت مینماییم .وصل همه دوستداران را آرزو میکنیم.
از خالق همه کوهها ودشت هامی خواهیم عشق را همیشه در وجودمان زنده نگاه دارد. از اومیخواهیم لحظه ای مارا به حال خود وا نگذارد .شايد آن وقت بتوانيم نوروزی ديگر داشته باشيم. نوروزی که عيد باشد. عيدی که بهاری باشد. بهاری که شاد باشد و باهم بخوانیم
بوي باران، بوي سبزه، بوي خاك،
شاخههاي شسته، باران خورده، پاك آسمان آبي و ابر سپيد، برگهاي سبز بيد، عطر نرگس ، رقص باد، نغمة شوق پرستوهاي شاد، خلوت گرم كبوترهاي مست ... نرم نرمك ميرسد اينك بهار خوش به حال روزگار! خوش به حال چشمهها و دشتها،
خوش به حال دانهها و سبزهها، خوش به حال غنچههاي نيمه باز، خوش به حال دختر ميخك ـ كه ميخندد به ناز ـ ، خوش به حال جام لبريز از شراب، خوش به حال آفتاب. اي دل من، گرچه ـ در اين روزگار ـ
جامة رنگين نميپوشي به كام، بادة رنگين نميبيني به جام، نقل و سبزه در ميان سفره نيست، جامت ـ از آن مي كه ميبايد ـ تهي است، اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم! اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب! اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار. گر نكوبي شيشة غم را به سنگ؛
هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ! هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 8:5 توسط نمونگان |
|
سرپرست برنامه : ابراهیم صالح آبادی سرپرست زحمتکش گروه برنامه به غایت زیباست .........
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 21:35 توسط نمونگان |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 21:18 توسط نمونگان |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 21:10 توسط نمونگان |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 21:2 توسط نمونگان |
|
|
با خبر شدیم مادر گرانقدر استاد جواهر پور به رحمت حق شتافتند
همچنین پدر بزرگوار آقای سورن سپانیان جان به جان آفرین تسلیم نمودند برای این عزیزان رحمت و برای بازماندگان صبر مسئلت می نماییم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 18:45 توسط نمونگان |
|
امشب همه غمهای عالم را خبر کن! با من بگو از سرگذشت آن سپيدار،
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 18:41 توسط نمونگان |
|
قله برفخانه از مسیر دیواره :کمیته فنی فرشید امیر طهماسب
قله شیر کوه از ده بالا:کمیته کوهنوردی مهین شمسی خانی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 19:32 توسط نمونگان |
|
طبق تقویم این هفته میخواستیم بریم درختکاری هماهنگی های انجام شده به نتیجه نرسید و برنامه یه جورایی بهم خورد اونم داستانای خودشو داره و چند تا تجربه چند شب بود می خواستم مطلب مربوط به این برنامه رو تو وبلاگ بزارم بازم نشد علتش نا مشخص بودن مکان برنامه و سایر هماهنگی ها بود مطلبش آماده بود یه شعر از روزای مدرسه به دست خود درختی می نشانم به پایش جوی آبی می کشانم کمی تخم چمن در زیر پایش به رسم یادگاری می فشانم ....... یادش بخیر مال کتاب سال سوم ابتدایی بود اواخر ثلث دوم همین زمانا به این درس میرسیدیم اونموقع ها این زمانا بوی عید تو خونه ها بود خونه تکونی خرید شب عید ..... ... اما یه پیام کوتاه بعدش هم تماس امروز هومن "نزدیک چهار هزار تا درختای سرخه حصار رو قطع کردن و امشب هم با توجه به خط کشیهای انجام شده هشت هزار اصله دیگه قطع میشه" اینم یه خبر نا امید کننده دیگه پیش خودم گفتم امسال هفته درختکاری چند تا درخت میخایم بکاریم چند تا از این درختا بزرگ میشه چند سال طول می کشه این درختا یه پارک جنگلی درست کنن تا ده هزارتاشو برا گرفتن انحراف اتوبان اسب دوانی تو چند ساعت ببرن هومن می گفت این هفته یه اکیب قرار برن زرد بند علوفه پخش کنن یه سرم قرار برن سرخه حصاربرا اعتراض چند نفر چهل پنجاه ...... پس بقیه چی ؟ عباس آقا می گه برا جمعیت ده دوازده میلیون نفری پایتخت چنصد تا کل و بز باقی مونده ! من میگم برا این جمعیت چنصد راسی کل و بزای پایتخت فقط چند ده تا ادم باقی مونده ! ما جزوشونیم؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 18:36 توسط نمونگان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گروه کوهنوردی نمونه در بهار سال 83 توسط جمعی که از کوهنوردان که اکثر آنها از اعضای فارغ التحصیل گروه کوهنوردی دانشگاه پلی تکنیک بودند تاسیس گردید. از آن تایخ این گروه بیش از 200 برنامه موفق کوهنوردی وطبیعت گردی در سطوح مختلف برگزار نموده است .
گروه نمونه در حال حاضر140عضو رسمی و 5عضو پاینده دارد . در مهر ماه سال جاری پس از ثبت در زیر مجموعه هیئت کوهنوردی استان تهران فعالیت رسمی خود را آغاز نموده است . فعالیتهای گروه در شاخه های منطقه گردی . طبیعت گردی . کوهنوردی . سنگنوردی . یخ نوردی . زیست محیطی و فرهنگی تقسیم بندی می گردد . گروه نمونه ارتباط نزدیک با انجمن کوهنوردان ایران دارد . وجود شاخه فرهنگی .زیست محیطی . تحقیقات و آموزش این گروه را از بسیاری از گروهها متمایز نموده است . |
| پیوندهای روزانه |
|
تقویم پاییز و زمستان 88 تقویم بهار و تابستان 88 فتوبلاگ نمونه تقویم پاییز وزمستان 86 آموزش وپژوهش گزارش برنامه ها عکس اخبار گروه آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
آموزشی |
| پیوندها |
|
دیده بان کوهستان(عباس محمدی) علیرضا علامی گزارش برنامه های لیلا عزیزی اوج(وبلاگ گروهی دانشگاه تهران) انجمن کوهنوردان ایران |
|
RSS
|