![]() |
![]() |
|
| (NCCG (Nemoone Camping && Climbing Group |
|
خوشبختانه طی بازدیدی که توسط دوست عزیزمان محسن عشقی از مقبره کوروش صورت گرفت ساختگی بودن عکسها برایمان به اثبات رسید اما بنظر میرسه بهتر اینه که پست قبلی بی تغییر بمونه شاید به خودمون بیام حتی اگر عکساش واقعی نباشه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 22:51 توسط نمونگان |
|
جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال تو در کنار فراتی ندانی این معنی به راه بادیه داند قدر آب زلال دگربه گوش فراموش عهدسنگین دل پیام ما که رساند مگر نسیم شمال مقبره کوروش کبیر زیر آبهای سد سیوند دور جدیدتاریخ تمدن ایران باستان توضیح : احتمال ساختگی بودن عکسها زیاده اما اگر سد سیوند ابگیری بشه علاوه بر زیر اب رفتن این مقبره هزاران مکان باستانی در دشت مرغاب و حتی تخت جمشید به دلیل بالا رفتن رطوبت منطقه دچار فرسایش شدید و در نهایت نابودی میشن این عکسها رو یه تلنگر فرض کنید تا چند ماه دیگه |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 21:10 توسط نمونگان |
|
|
همراه شو عزیز تنها نمان به درد کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود دشوار زندگی هرگز برای ما بی رزم مشترک آسان نمی شود تنها نمان به درد همراه شو عزیز همایش زیست محیطی کلاردشت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 19:17 توسط نمونگان |
|
|
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم وین یک دم عمر را غنیمت شمریم فردا که از این دیر فنا درگذریم با هفت هزار سالگان سربه سریم قله ارفه کوه 15/2/85 عکس ازخانم مینا رحیمی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 23:14 توسط نمونگان |
|
دو خط موازي
من روزها كار ميكنم. مي توانم بروم خط كنار يك جاده دور افتاده و متروك شوم ،يا خط كنار يك نردبام. خط دومي گفت: من هم مي توانم خط كنار يك گلدان چهار گوش گل سرخ شوم ،يا خط يك نيمكت خالي در يك پارك كوچك و خـــلوت. خط اولــي گفت: چه شغل شاعـــرانه اى. و حتمأ زندگي خوشي خواهيــم داشـت. در همين لحظه معلم فرياد زد: دو خط موازي هرگز به هم نمىرسند و بچه ها تكرار كردند: دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند. دو خط موازي لـرزيدند. به همديگــر نگـاه كردند. و خط دومي پقي زد زير گريـه . خط اولي گفت: نه اين امكان ندارد . حتمأ يك راهي پيدا ميشود .خط دومي گفت: شنيدي كه چه گفتند؟ هيچ راهي وجود ندارد. ما هيچ وقت به هم نمي رسيم. و دوباره زد زير گريه. خط اولي گفت: نبايد نا اميد شد. ما از اين صفحه كاغذ خارج مي شويم و دنيا را زير پا مي گذاريم. بالاخره كسي پيدا ميشود كه مشكل ما را حل كند. خط دومي آرام گرفت. و اندوهناك از صفحه كاغذ بيرون خزيد. از زيردر كلاس گذشتند. و وارد حياط شدند. و از آن لحظه به بعد سفرهاي دو خط موازي شروع شد. آنها از دشتها گذشتند ..... ، از صحراهاي سوزان ..... ، از كوههاي بلند ..... ، از دره هاي عميق .......، از درياها ....... ،از شهرهاي شلوغ..... سالها گذشت ؛ و آنها دانشمندان زيادي را ملاقات كردند. رياضيدان به آنها گفت: اين محال است.هيچ فرمولي شما را به هم نخواهد رساند. شما همه چيز را خراب ميكنيد. فيزيكدان گفت: بگذاريد از همين الآن نا اميدتان كنم. اگر مي شد قوانين طبيعت را ناديده گرفت، ديگر دانشي به نام فيزيك وجود نداشت. پزشك گفت: از من كاري ساخته نيست، دردتان بي درمان است. شيمي دان گفت: شما دو عنصر غير قابل تركيب هستيد. اگر قرار باشد با يكديگر تركيب شويد ، همه مواد خواص خود را از دست خواهند داد. ستاره شناس گفت: شما خودخواه ترين موجودات روي زمين هستيد. رسيدن شما به هم مساوي است با نابودي جهان. دنيا كن فيكون مي شود . سيـارات از مدار خارج مي شوند. كرات با هم تصادم ميكنند. نظام دنيا از هم مي پاشد . چون شما يك قانون بزرگ را نقض كرده ايد. فيلسوف گفت: متاسفم... جمع نقيضين محــالت. و بالآخره به كودكي رسيدند. كودك فقط سه جمله گفت: شما به هم ميرسيد. نه در دنياى واقعيات. آن را در دنياى ديگري جستجو كنيد...... دو خط موازي او را هم ترك كردند. و باز هم به سفرهايشان ادامه دادند. اما حالا يك چيز داشت در وجودشان شكل ميگرفت. «آنها كم كم ميل به هم رسيدن را از دست ميدادند.» خط اولي گفت: اين بي معني است. خط دومي گفت:چي بي معني است؟ خط اولي گفت:اين كه به هم برسيم. خط دومي گفت: من هم همينطور فكر ميكــنم. و آنها به راهشان ادامه دادند. يك روز به يك دشت رسيدند. يك نقاش ميان سبزه ها ايستاده بودو نقاشي ميكرد.خط اولي گفت:بيـا وارد آن بوم نقاشــي شويم و از اين آوارگي نجات پيــدا كنيم. خط دومي گفت: شايد ما هيچوقت نبايد از آن صفحه كاغذ بيرون مي آمديم. خط اولي گفت:در آن بوم نقاشي حتمأ آرامش خواهيم يافت. و آن دو وارد دشت شـدند.روي دست نقاش رفتند و بعد روي قلمش. نقاش فكري كرد و قلمش را حركت داد. و آنها دو ريل قطار شدند كه از دشتي مي گذشت. و آنجا كه خورشيد سرخ آرام آرام پايين مي رفت ، سر دو خط موازي عاشقانه به هم ميرسيد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 12:31 توسط نمونگان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گروه کوهنوردی نمونه در بهار سال 83 توسط جمعی که از کوهنوردان که اکثر آنها از اعضای فارغ التحصیل گروه کوهنوردی دانشگاه پلی تکنیک بودند تاسیس گردید. از آن تایخ این گروه بیش از 200 برنامه موفق کوهنوردی وطبیعت گردی در سطوح مختلف برگزار نموده است .
گروه نمونه در حال حاضر140عضو رسمی و 5عضو پاینده دارد . در مهر ماه سال جاری پس از ثبت در زیر مجموعه هیئت کوهنوردی استان تهران فعالیت رسمی خود را آغاز نموده است . فعالیتهای گروه در شاخه های منطقه گردی . طبیعت گردی . کوهنوردی . سنگنوردی . یخ نوردی . زیست محیطی و فرهنگی تقسیم بندی می گردد . گروه نمونه ارتباط نزدیک با انجمن کوهنوردان ایران دارد . وجود شاخه فرهنگی .زیست محیطی . تحقیقات و آموزش این گروه را از بسیاری از گروهها متمایز نموده است . |
| پیوندهای روزانه |
|
تقویم پاییز و زمستان 88 تقویم بهار و تابستان 88 فتوبلاگ نمونه تقویم پاییز وزمستان 86 آموزش وپژوهش گزارش برنامه ها عکس اخبار گروه آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
آموزشی |
| پیوندها |
|
دیده بان کوهستان(عباس محمدی) علیرضا علامی گزارش برنامه های لیلا عزیزی اوج(وبلاگ گروهی دانشگاه تهران) انجمن کوهنوردان ایران |
|
RSS
|