برنامه پیمایش باکلان دره و دیدار از بندر تاریخی سیراف از ظهر سه شنبه دوم دی ماه به سرپرستی آقای خسرو مهین‌روستا و با حضور 16 نفر از اعضای گروه نمونه انجام شد.

برنامه با دیدار از منطقه باستانی آب انبارهای سیراف، چاه آبها و گوردخمه‌ها آغاز گردید. از بقایای مسجد جامع و بازار دیداری سطحی صورت گرفت و پس از بازدید از موزه سیراف و قلعه نصوری به سمت چهواز در 135 کیلومتری سیراف حرکت کردیم.چهارشنبه صبح از مسجد امام رضا به سمت نخلستان های جنوبی چهواز حرکت می‌کنیم و پس از گذر از نخستین حوضچه از مسیری پاکوب به داخل دره روانه می شویم. امتداد دره با اندکی سعی و خطا دوباره به مسیر اصلی دره باز می‌گردیم. به دلیل فقدان آب کافی در مسیر سعی می‌کنیم مسیر را زودتر بپیماییم. شب مانی دوم در بستر رودخانه هستیم. پنجشنبه با تمرین برخی گره‌های کوهنوردی و نحوه حمایت شخصی به راه می‌افتیم و در وسیع ترین حوضچه منطقه می‌ایستیم. اینجا آب به قدر کافی وجود دارد. وحید و میثم داخل حوضچه می‌پرند و باقی تماشا می‌کنند. حوالی ظهر بعد از گذر از دو حوضچه پایانی به دهانه رودخانه می‌رسیم. تا عصر نفرات در اختیار خود هستند برای شنا در ساحل دریا و چشمه آب گرم. باکلان دره نام د‌ره‌ای است که به دلیل تندیس طبیعی به شکل یک باکلان در یکی مانده به آخرین حوضچه از طرف گروه نمونه نامگذاری شده است. نام این منطقه وادی الویل است. این مسیر در مجموع 9 حوضچه اصلی دارد که ارتفاع آنها بین 3 تا 9 متر متغیر است. بستر رودخانه فصلی دارای رگه هایی از سنگ براق و کریستالی ژیپس است. با وجودیکه پیمایش مسیر در نیمه دوم سال به دلیل جاذبه ژئوتوریستی جذاب است اما بهترین زمان برای پیمایش اواخر دی ماه است. اطمینان از بارندگی در هفته‌ها یا ماه گذشته لازم است. رودخانه کاملا فصلی است و اثرات باران سیلابی در تمام مسیر دیده می‌شود. بادخورک، باکلان، پلیکان و اردک سبز در انتهای مسیر و به ویژه در برکه ها دیده می‌شوند.

صبح جمعه از ایستگاه دوبرکه ساعت 9 حرکت می‌کنیم و پس از گذر از مغدان، بستانو و گاوبندی، در ترمینال نخل تقی ساعت 11:30 به سمت تهران حرکت می‌کنیم.  

 

با سپاس از آقای مهین روستا جهت سرپرستی، خانم مهین شمسی خانی جهت ارسال گزارش و خانم شیوا شمشیری جهت ارسال عکس.

 



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم دی 1393 | 12:30 | نویسنده : نمونگان |

برنامه صعود به قله دارآباد طبق تقویم گروه در روز 28 آذر ماه 93 به سرپرستی خانم سولماز نوروزی و با حضور 4 تن از نمونگان اجرا شد.

برنامه ساعت 6 صبح روز جمعه از پارکینگ دارآباد شروع شد . در ساعت 7:45 به محل پادگان رسیدیم و 30 دقیقه برای صبحانه زمان صرف شد. ساعت 8:15 به سمت قله حرکت کرده و در نهایت ساعت 10  به قله رسیدیم. حدود 30 دقیقه در قله استراحت کرده و با دوستانی که از گروههای مختلف آمده بودند گپ و گفتی زده  و ساعت 10:30 به سمت پایین حرکت کردیم و در نهایت در ساعت 12:30 به محل پارکینگ رسیدیم.

به امید صعودهایی این چنین در قلل مرتفع تر و با حضور افراد بیشتر.  

با سپاس از خانم نوروزی جهت سرپرستی  و ارسال گزارش و آقای کابلی جهت ارسال عکس.

 



تاريخ : دوشنبه بیست و دوم دی 1393 | 16:49 | نویسنده : نمونگان |

برنامه پاکسازی قله ی دارآباد به سرپرستی آقای بهزاد گوهریان و با شرکت 8 نفر از نمونگان در مورخه 21 آذر ماه 93 در ساعت 7 صبح از پارکینگ داراباد  بعد از نصب بنر ها و عکسهای مربوط به محیط زیست جهت اطلاع رسانی شهروندان در رابطه با محیط زیست آغاز شد. بعد از صرف صبحانه در کافه قیدی به سمت آبشار حرکت کردیم و در مسیر برگشت گروه به توزیع کیسه ذباله و بازوبندهای مربوط به روز کوهستان در بین کوهنوردان و گروههای دیگر پرداختند. برنامه در ساعت 14 بعد از پاکسازی دره داراباد پایان یافت. 

با سپاس از آقای بهزاد گوهریان جهت سرپرستی و ارسال عکس و گزارش.



تاريخ : دوشنبه بیست و دوم دی 1393 | 16:46 | نویسنده : نمونگان |

برنامه کویر گروه نمونه، امسال در منطقه کویر مصر و به سرپرستی خانم ترگل انوری‌نژاد و با حضور ۱۹ نفر از ۱۹ تا ۲۱ آذر برگزار شد.  

چهارشنبه ساعت ۸ شب از تهران حرکت کردیم تا صبح در منطقه باشیم. اولین توقف در شهر جندق و برای خوردن صبحانه بود. صبح سردی بود و سرما، آن زمان خودش را به ما نشان داد که سوار بر وانت‌ها مسیر ۸۰ کیلومتری تا روستای محمد آباد کوره‌گز را رفتیم. محمدآباد کوره‌گز آخرین روستا در مرز میان کویر مرکزی و دشت کویر است. از اینجا بعد از حدود ۵ کیلومتر به سمت شمال به دشت کویر می‌رسیم. شرق روستا و با فاصله کوتاهی کوه جنی قرار دارد. کوهی که رمل‌ها تا نزدیک قله آن پیش رفته‌اند. روستا ساکن دایمی ندارد و تنها خانه پابرجای آن برای اقامت مسافران کویر آماده شده است. آبی روان از روستا به سمت چند زمین زیر کشت می‌رود و ماهی‌های کوچکی در آن شنا می‌کنند. از اینجا به سمت روستای عروسان می‌رویم. در کویر هر آبادی زیبایی را عروسان می‌نامند. فاصله این دو روستا حدود ۱۰ کیلومتر است. برای سبکی، بارهای اضافه را به وانت‌ها می‌سپاریم تا در روستای عروسان قرار دهند و خود سبکبال راه می‌افتیم. عروسان درست برعکس محمدآباد در میانه کوه قرار دارد و ما باید دشت میان این دو روستا را طی کنیم. سنگهای آذرین زیبای زیر پایمان چشم را به دنبال خود می کشند و هر از گاهی کسی خم شده و سنگی را بر بارش می افزاید. هوا خوب است، نه سرد و نه گرم و این بر لذت مسیر می‌افزاید. عروسان پیدا می‌شود، به حق که عروسی بود در آن کویر. آبی گوارا و باغ‌هایی آباد. این روستا ۳ نفر ساکن دارد. زوجی سالخورده و پیرمردی که تنها زندگی می‌کند. خرابه‌های خانه‌ها و باغ‌های سبز‌یجات، انار و زعفران حاکی از رونق و آبادانی این روستا در زمانی نه چندان دور داشت. تصمیم می گیریم شب را همانجا بمانیم، تاریک شدن هوا و سرما و استراحت نکردن شب پیش دلایل این تصمیم بود و چه تصمیم عاقلانه‌ای. وحید در آب قنات تنی به آب می‌زند و چند نفری هم از محصولات محلی خریداری می‌کنند. صبح زود عروسان را در تاریکی ترک می‌کنیم و قدم در کوهستان می‌گذاریم و چه نعمت‌ها که همین ارتفاعات اندک به ما ارزانی می‌دارند: هوای متعادل، آب شیرین و .... از آنجا که مسیر را کسی قبلاً نپیموده است، متکی بر نقاط مسعود پیش می‌رویم و به اجبار از گذر بالا و پایین‌ها. اینجاست که همگان فریاد کویر سر می‌دهند و به دنبال رمل‌ و دشت می گردند. خاک نمدار است و نشان از بارانی که زمانی نه زیاد از بارشش گذشته است.

حدود ظهر از کوهستان خارج می‌شویم و به دره فراخی می‌رسیم که ابتدای دشت است. چاه آبی جلب توجه می‌کند و این یعنی برای سفر بعد، می‌توان از اینجا آب برداشت. پس از ناهار بالاخره وارد رمل‌ها می‌شویم و رمل پس از رمل. شب را هم در نمکزاری در میان رمل‌ها سپری می‌کنیم. برخی می‌خوابند اما سرما خواب را از چشم‌های خیلی‌ها می‌رباید. صبح زودتر عزم حرکت می‌کنیم تا گرمای حرکت سرما را از ما دور کند. اما رمل و همچنان رمل، تا بی نهایت رمل.  

حدود ۱۱ ظهر آخرین تپه رمل و روستای فرحزاد خفته در میان کویر. سید هاشم در کنار بارانداز (نام اقامتگاه بومگردی روستای فرحزاد) ایستاده و دیدنش نیرویی تازه در ما می‌دمد. خنده و نگاه مهربان مردی که زندگی را به روستایش بازگردانده است. ناهار مهمان او و خانواده‌اش هستیم: آبگوشت لاخولی.  

داستان بارانداز را از زبان خود سیدهاشم می‌شنویم که چگونه خانه پدری را بازسازی کرده و به مدد گردشگران زندگی را به روستا بازگردانده است. گشت در بارانداز و خرید صنایع دستی بر لذت این سفر می‌افزاید. اما باید فرحزاد و رمل‌هایش را ترک کنیم. کویر بعدی کجا خواهد بود؟   

 

با سپاس ازخانم انوری نژاد جهت سرپرستی و ارسال گزارش و آقای مولایی جهت ارسال عکس های زیبای این پست. 

 



تاريخ : چهارشنبه هفدهم دی 1393 | 14:43 | نویسنده : نمونگان |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.